در طول تاریخ، جنگ به انواع گوناگونی دستهبندی و طبقهبندی شده است. انواع جنگ و ترکیب دیگر مفاهیم با آن، برای خلق یا تعریف پدیدهای جدید در عرصه منازعات انسانی، چنان گسترش یافته است که رسیدن به دریافتی مناسب از همه آنها بر اساس تنها یک نگرش خاص یا یک زاویه دید معین، بعید به نظر میرسد
در کنار انواع نبردهای کلاسیک و مدرن و با تسهیل روشهای ارتباطات و بالا رفتن ارزش اطلاعات نسبت به قبل، دستیابی، حفاظت و حتی تغییر در اطلاعات حریف، سبب تغییراتی در راهبردها و روشهای جنگی شده است، جنگ اطلاعات بدون نیاز به زمینههای قبلی در جنگ کلاسیک همچون زمین، هوا و دریا، تنها به دنبال کسب سه عامل بالاست و از هر وسیلهای برای رسیدن به هدف خود بهره میبرد.
با توجه به شکل گیری جنگ اطلاعات و از سوی دیگر، ایجاد فضای مجازی یا فضای سایبر، عملا فضای سایبر به عنوان عرصه پنجم نبردها تعیین شده و جنگ اطلاعاتی بیشتر در این فضا در جریان است؛ با توجه به ویژگیهای فضای سایبری (کم هزینه بودن، تبادل سریع اطلاعات، ناشناس بودن کاربر سایبری و…) عملا فضای سایبری در کنار کمک به عصر ارتباطاتف تهدیدی جدی روبروی امنیت ملی حکومتها تلقی میشود و کشوری همچون آمریکا به دلیل رشد در عرصه فناوری اطلاعات و گره زدن خود با امکانات فضای سایبر، عملا تهدیدات سایبری را جدی گرفته و حمله سایبری را در حکم حمله نظامی دانسته و اعلام میکند به صورت جنگ سخت با تهدیدات سایبری برخورد خواهد کرد.
فارق از اینکه راهبرد سایبری آمریکا تا چه اندازه تبلیغاتی، روانی و یا جدی است، توجه به ویژگیها، نکات مثبت و تهدیدات فضای سایبری برای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران بسیار مهم جلوه میکند، با وجود ورود اینترنت به ایران، با توجه به رشد فناوری ارتباطات و کاربران سایبری در سراسر کشور، ایران برای ورود کامل به عرصه سایبری چند قدمی فاصله دارد, لذا به نظر میرسد قبل از مواجهه با تهدیدات سایبری، میبایست خود را از هر جهت بیمه کرده و برای مقابله با تهدیدات سایبری اماده شود.
مسئله امنیت ملی
در یک نظام سیاسی، وظیفه دولت تامین امنیت ملی است. در واقع، برآیند تمامی وظایف و کارکردهای دولت در یک نظام سیاسی، تامین امنیت ملی به مفهوم امنیت تمامی افراد جامعه است. بنابراین می توان گفت که دولت، کارخانه ای است که محصول آن، امنیت است و بر اساس برداشت و تعریفی که از آن دارند، سیاست ها و راهبردهای خاصی را تدوین می کنند. بنابراین، اتخاذ یک سیاست امنیتی، مبتنی بر پیش فرض ها و انتظاراتی است که نخبگان سیاسی یک کشور در مورد امنیت ملی و موضوع و مصداق آن دارند. اینجاست که اهمیت نوع نظام سیاسی در تعیین موضوع و مصداق امنیت ملی مشخص می شود.
مسئله دنیای مجازی و فضای سایبر
با توجه به گستردگی و پیچده شدن و اهمیت فضای سایبری در جهان، ضرورت دارد قدرت برد استراتژیک و برد تاکتیکی نظام جمهوری اسلامی ایران در یک جنگ اطلاعاتی و سایبری بیش ار پیش افزایش یابد. بنابر این لازم است تا بسترهای لازم برای یک جنگ تمام عیار اطلاعاتی را به طور فزاینده تقویت نماییم و در مقابل برد استراتژیک و تاکتیکی دشمنان را در یک جنگ اطلاعاتی کاهش دهیم.
لازم است تا نظام جمهوری اسلامی به کمک نخبگان بتواند دکترین امنیتی خود را بطور جامع تر و با قبول حضور گسترده تر در فضای سایبر و جامع اطلاعاتی پی ریزی نماید. به نظر میرسد ایجاد سازمان پدافند غیر عامل و پلیس سایبری گامی مثبت لکن کوچکی است تا در عرصه فضای سایبر به منظور افزایش برد استراتژیک و راهبردی نظام، مسیری را به صورت پویا پیریزی نماییم و مهمتر از همه خود در صدد آن براییم تا عمده ترین و بنیادی ترین نیازهای کاربران را در این فضا تولید و بازتولید نماییم.
هر چند این مسیر در میان بسیاری از نخبگان کشوری به انحاء مختلف پی ریزی شده است، اما سرعت فزاینده تحولات ما را بر آن خواهد داشت تا با جدیت و سرعت بیشتری به این امر همت گماریم. بدون تردید در حال حاضر، علم و تکنولوژی ای که روز به روز در کشورمان رو به شکوفایی خواهد رفت، قدرت ملی مان را در این عرصه نیز به تثبیت خواهد رساند. چرا که رسیدگی به افزایش سطح کیفی نیازهای کاربران از یک سو و تقویت پدافند غیر عامل در فضای سایبر از سوی دیگر، قدرت بخشی و قدرت افکنی ویژه ای را ترسیم خواهد کرد.