شنبه، 20 شهریور 95 - 05:22

«تا لحظاتی دیگر رونمایی از محصولات جدید اپل آغاز می‌شود»، «خدای من، تیم‌کوک روی استیج آمد!»، «عکس آیفون‌های جدید رونمایی شد» این‌ها بخش‌هایی از صدها هزار جمله‌ای بود که در شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی از شب چهارشنبه ثانیه به ثانیه در حال مخابره بود.

این همه توجه آن هم تنها به یک گوشی که این روزها دست همه تیپ آدمی یافت می‌شود و محصولی دست‌نیافتنی و حیاتی هم محسوب نمی‌شود، عجیب است. بماند که سهام اپل از روز رونمایی تا لحظه تنظیم متن حاضر بیش از ۱۵ میلیارد دلار افت کرده است.

اما راز این رونمایی که همه ساله رخ می‌دهد و حتی از افتتاحیه المپیک و بسیاری از رویدادهای بزرگ جهانی نیز بیشتر خبرساز می‌شود، چیست؟ منشاء این هیاهوی قدرتمند رسانه‌ای را در کجا باید جست؟ به عنوان یک روزنامه‌نگار همیشه مشتاق کشف پشت پرده این موفقیت رسانه‌ای اپل بوده و هستم.

بد نیست این را بدانید که اپل کمترین و به نوعی بدترین رابطه را با رسانه‌ها دارد. اپل نشست خبری برگزار نمی‌کند، پاسخ شایعات و پرسش‌های رسانه‌ها را نمی‌دهند، تعداد انگشت‌شماری گفتگو از مدیران آن یافت می‌شود، در هیچ نمایشگاهی شرکت نمی‌کند و تبلیغات زیادی هم از سوی شرکت مادر مشاهده نمی‌شود.

در عوض اپل همه جا هست و رسانه‌ها شبانه روز داستان‌های اسرارآمیز و عجیبی از اتفاقاتی که پیرامون این شرکت و کاربرانش رخ می‌دهد، مخابره می‌کنند.

این موضوع البته مورد توجه تحلیلگران ارتباطات در دنیا هم قرار گرفته است و مساله جدیدی نیست. چندی پیش بی‌بی‌سی تلاش کرد تا به بررسی دقیق‌تر چرایی این نوع عطش و علاقه‌ افراطی به محصولات اپل بپردازد. به همین منظور آزمایش‌هایی روی مغز برخی طرفداران متعصب اپل انجام شد. نتایج اسکن مغزی بسیار جالب بود.

این بررسی نشان می‌داد واکنش مغز کاربران به محصولات اپل از همانجایی نشات می‌گیرد که باورهای دینی در آنجا هستند. به عبارت دیگر اپل توانسته علاقه به برند و محصولاتش را در عمیق‌ترین قسمت مغز کاربرانش یعنی جایی در محدوده تعصبات و اعتقادات دینی بنشاند!

درباره این که چطور چنین اتفاقی رخ داده، دلایل و احتمالات زیادی وجود دارد. اما باور کنیم مدل کاری اپل قابلیت کپی‌شدن در امور متعدد و به مراتب فراتر از یک محصول را دارد. این قابلیت برای جاانداختن یک فرهنگ، یک باور، یک قانون و هر آنچه نیاز به اعمال در گسترده یک کشور، منطقه و دنیا را دارد، کاربردی است.

 از این رو معتقدم کشف رموز کاری اپل ارزش جمع‌آوری گروهی از نخبگان ارتباطاتی، جامعه‌شناسی، روانشناسی و بازاریابی را برای بررسی دارد.


دیدگاهتان را بنویسید

logo-samandehi