چهارشنبه، 09 اسفند 96 - 07:21

میگم من با همین میزان سواد و دانشم یه چیزایی در خصوص انواع وعده ها دستگیرم شده که یه مدته میخام با شما در میون بذارم.من تو این سالها اینقدر وعده شنیدم که دیگه استاد وعده شناسی شدم و امروز هم بنا دارم تا این دانش ارزشمند رو به مدیران جوانتر در حوزه ICT هم انتقال بدم و طبق معمول هم به رایگان مشاوره میدم.

البته نقش مسئولین استانی در این تجربه ها کم نیست.علی الخصوص در حوزه ی ICT بعضیا میان یه وعده هایی میدن که نشون از اعتماد به نفس سرشارشونه و گرنه منو این همه خوشبختی محاله!!!

👈وعده سر خرمن

وعده سر خرمن که من اسمش رو می‌شه وعده بعد خدمت هم گذاشت از این قراره که شما باید تاریخ سرانجام وعده رو درست در زمانی انتخاب کنی که دیگه در اون مسوولیت نیستی. تازه بعضی از مسوولان وعده سر خرمن که هیچ وعده بعد خدمت هم که هیچ وعده بعد از حیات هم جدیدا دارن می‌دن. مثلا طرف بالای ۷۰ سال رو داره و وعده ۱۵ سال دیگه رو می‌ده که خدا می‌دونه اصلا تا اون موقع در قید حیات تشریف دارن یا نه؟

👈وعده بی سر و ته

این وعده خیلی باحال‌تر هست. نمونه زیادش تو دیدارهای دوجانبه به خصوص با طرف‌های خارجی هست. این وعده این مدلی هست که گفته می‌شه مثلا در دیدار با وزیر بورکینافاسو توافق شد همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های بسیار متعددی داشته باشیم.همونطور که ملاحظه می‌شه این وعده نه موضوع روشنی داره، نه تاریخ شروع نه تاریخ پایان نه برآورد مالی و نه هیچ چیز دیگه‌ای. این مدل وعده مدت‌هاست کاربری زیادی هم پیدا کرده.

👈وعده خبرنگار دک‌کن

وعده خبرنگار دک‌کن هم به اون دسته وعده‌هایی می‌گن که مثلا یه مسوول می‌بینه یه چیزی خب حسابی داغ شده و خبرنگارها هم هی هر جا می‌رسن می‌گن چی شد چی شد. در اینگونه مواقع می‌گن فلان مشکل با قاطعیت در دستور بررسی قرار گرفت.
بعضی خبرنگارا هم که هیچ دوره و آموزشی ندیدن بدون این که بپرسن خب یعنی چی، دقیقا چه زمانی و چیکار می‌خاید بکنید و چگونه، یه تیتر دو وجبی می‌زنن و بعد هم موضوع به خاطره‌ها می‌پیونده.

👈وعده تو وعده‌ای

این وعده برای زمانی هست که یه وعده‌ای دادین و چندتا خبرنگار هم گیر سه پیچ دارن می‌دن که یالا بگو چی شد. برای رفع این مشکل باید سراغ راه‌کار وعده تو وعده رفت و برای این که وعده کشکی قبلی رو از خاطرها برد، ۴ تا وعده جدید و گنده دیگه داد که حسابی مخشونو کار بگیره. دوباره سررسید اونا که داشت نزدیک می‌شد ۸ تا وعده جدید دیگه می‌دی و سررسید اونا هم که شد ۱۶ تا دیگه و همینطور می‌ری جلو و من می‌خام ببینم اونوقت چند تا خبرنگار اصلا می‌تونن پیگیر سرنوشت این همه وعده باشن.

logo-samandehi